الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
384
الغدير ( فارسى )
- آرى ، خوى بزرگواران اين است كه همواره گرسنگان را اطعام مىكنند ، و برهنگان را مىپوشانند . - چه بزرگوار و باشكوه است آن شخصيتى كه در سرزمين طوس ، آنجا كه عزيز خاندان عصمت و طهارت آرميده ، به خاك رفته است . - امام هشتم كه در روز قيامت ، از سر احسان و جود ، همهء باغهاى بهشت را در اختيار زائران خواهد نهاد . لغزش و خطاى نابخشودنى سعيد نفيسى نويسندهء ايرانى ، در تأليفى كه دربارهء زندگانى شيخ بهائى پرداخته ، رنج بيهوده كشيده و گوهر را با سرگين درآميخته است . او مطالبى نقل كرده كه مدرك درست تاريخى ندارد و حقايق روشنى بر او پوشيده مانده و توهماتى را به هم بافته و معانى مضحكى را مطرح ساخته است . از جمله امور شرمآورى كه نقل كرده ، اين است كه در آن كتاب شيخ عبد الصمد را برادر بزرگتر شيخ بهائى پنداشته و استدلال كرده است كه شيخ عبد الصمد ، ده سال پيش از شيخ بهائى وفات يافته است . گويا او تصور مىكرده كه ترتيب مرگ نيز همانند ترتيب ولادت است و همانطور كه هركس زودتر متولد شود ، بزرگتر است ، پس آنكه زودتر وفات يابد نيز بزرگتر و برادر بزرگ است . باز پنداشته است كه شيخ عبد الصمد ، به نام جدش ناميده شده ، و هرگاه شيخ بهائى برادر بزرگتر بود ، به نام جدش موسوم مىگرديد ، و برادرش نام جدّ بزرگتر را مىگرفت و گويا اين نوع نامگذارى را يك اصل ثابت و تخلّفناپذير پنداشته است كه بايد گفت درست نيست . معلوم نيست كه كجا اين اصل ثابت شده ، و اصرار او بر اين رويه چه اساسى دارد . اين چيزى است كه نه من و نه خود نفيسى ، از آن آگاه نيستيم و پدر شيخ بهائى و فرزندش نيز آن را نمىدانند . همچنين نفيسى گمان كرده كه شيخ عبد الصمد ، آنگاه كه پدرش در سال 966 به ايران مسافرت كرده ، همراه او نبوده است ، و فقط شيخ بهائى پدر را همراهى كرده و او به